|
اینک قربانی عقیده
|
||
به گزارش خبرنگار "ايلنا":
صبح چهارشنبه در اعتراض به برآورده نشدن مطالبات دانشجويان دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي و ممنوعالورود شدن پنج دانشجوي دانشكده، تجمع آرامي در حياط اين دانشكده برگزار شد و دانشجويان با نوشتن نامهاي به سيد بدرالدين شريعتي، رييس دانشگاه علامه طباطبايي خواستار برخورد قاطع با فتحي، رييس حراست اين دانشكده شدند.
در نامه اين دانشجويان آمده است: در روز سهشنبه، اول خرداد سال 86 وقايعي در دانشكده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي اتفاق افتاده است كه به تمام معنا توهين به مقام دانشجو و دانشگاه بود. روز گذشته مسوول حراست دانشكده به همراه نيروهاي انتظامات دانشكده و تعدادي نيرو كه از خارج از دانشكده وارد شده بودند، در هنگام رايگيري انتخابات انجمن اسلامي به سمت دانشجويان حمله كرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
اين دانشجويان در نامه خود مدعي شدهاند: «فتحي (رييس حراست دانشكده) بارها با اعلام اين موضوع كه «هر كس كشته شد مسووليتش با من است» ماموران انتظامات را به حمله به دفتر انجمن و دانشجويان تشويق ميكردند. ايشان در حركتي بسيار وقيحانه با ورود به سرويس بهداشتي دختران و باز كردن دربهاي سرويسها به ادعاي خود به دنبال صندوق آراي انتخابات انجمن اسلامي پرداختند. همچنين در پاسخ به اعتراضات دانشجويان مقابل درب اتاق حراست، آقاي فتحي با كوبيدن آرنج خود به صورت دختر دانشجو باعث زخمي شدن شديد وي شد. تا قبل از اين اتفاق دانشجويان هيچگونه برخورد با اين فرد نداشتند ولي پس از ضرب و شتم و توهين ناموسي به يك دختر دانشجو، آنها به تجمع در مقابل اتاق اين فرد پرداختند و خواهان خروج وي از دانشكده شدند. در نهايت دانشجويان با قول نماينده وزير علوم، معاون حراست دانشگاه، رياست دانشكده و نماينده دفتر مقام معظم رهبري مبني بر خروج اين فرد از محيط دانشگاهي و حفظ امنيت دانشجويان، به اعتراض خود پايان دادند.»
چند وقتی است که دانشگاه قم در یکی از عجیب ترین دوران های چند ساله ی اخیر خود قرار گرفته است.دورانی که تبعات گسترده ی آن ممکن است به زودی دامنگیر قشر دانشجو شود و اوضاع فرهنگی دانشگاه را از حال حاضر وخیم تر نماید. حال باید دید چرا این ماجرا رخ داده است ؟ اصولا چه گروههایی از این ماجرا سود می برند؟
در مورد این حادثه دو فرضیه وجود دارد که البته هر دو فرضیه از میزان استحکام زیادی بر خوردار هستند و جز فرد خاطی (به شرط صداقت)کسی نمی تواند تکلیف را مشخص کند.
- فرضیه اول ،توطئه:
این فرضیه که من شخصا به این فرضیه معتقدم و جامعه ی دانشجویی را ار آن بیم می دهم نشان از کثافت موجود در میان مسئولین فرهنگی و رده ی بالای دانشگاه دارد. اخیرا در یکی از وبلاگ ها خواندم که فرد مورد نظر فردی تعلیقی بوده و به شرط عدم اخراج از دانشگاه قبول کرده تا چنین متنی در جهت اهداف شوم دانشگاه بخواند که نمود آن به سرعت در واحد خواهران و با سخرانی آقای دانش شهرکی که گفته بودند« تنها چاره ی حل این مشکل انتقال واحد خواهران به جای دیگر است» دیده شد. حالی که عامل اصلی این ماجرا به نظر من تفکیک دانشجویان است، چرا؟ به خاطر اینکه چه دختران و چه پسران چون تنها در جمع هایی با هم جنسان خود نشست و بر خاست اجتماعی داشته اند اکثرا اصول معاشرت و محدوده ی بیان در حضور افراد جنس مخالف را نمی دانند و این مسئله در دختران به صورت ترس و فرار از گفتگو و در پسران به صورت استفاده از کلمات غیر معقول و بعضا غیر مودبانه نمایان می شود. و این خود عامل اساسی ای در پیش آمدی چنین است.
آخر کیست که معنی این کلمه را نداند؟
در مورد این پیش آمد باید ذکر کنیم که با توجه به اظهارات آقای موسوی مسئول فرهنگی همایش، مشخصا متن هایی که قرار بوده خوانده شود پیش خوانی شده است. فلذا با دلایل سطح پایینی که به گونه ای ساده انگارانه و با کم شعور فرض کردن قشر فرهیخته ی دانشجو مطرح شده نمی توان کار را توجیح کرد و به احتمال زیاد غرض ورزی در کار بوده است که هدف آن قشر دانشجو و سوء استفاده از احساسات پاک دختران دانشگاه بوده که تاکنون بارها ارزش های خود را نشان داده اند.
- فرضیه دوم، اشتباه :
این احتمال وجود دارد که فرد خاطی تنها با عنوان کلمه ای که توضیح دادم ناشی از چیست و بر اثر اشتباه شخصی شکل گرفته ،باعث این چنینی شده است. حال سوال این است که برای یک اشتباه باید چنین فاجعه ای پیش بیاید؟ آیا اظهارات خام یک جوان می تواند ارزشهای جامعه ی دختران دانشگاه را زیر سوال ببرد؟ و در نهایت آیا چنین اشتباه گفتاری باید چنین حکم سنگینی را در بر گیرد؟ حتی در قائله های بزرگ سیاسی و اجتماعی نیز معمولا با اقرار نامه ی افراد و اظهار پشیمانی آنها ماجرا حل می شود. به نظر من چاره ی کار همین است یعنی فرد خاطی به صورت علنی در یک مراسم بالای تریبون رفته و عذر خواهی کند و از احساسات جریحه دار شده ی عموم نیز دلجویی نماید.
- چه گروههایی در این میان سود می برند ؟
اولین گروهی که از این قائله سود میبرد همان هایی هستند که با پخش نامه هایی در واحد برادران این قائله را چنان آب و تاب داده اند که آدم فکر می کند بعد از کاریکاتور مو هن کشور گل محمدی این دومین فاجعه تاریخ اسلام است وچنان نامه ای را با سوء استفاده از مقدسات و نام های متبرکه آماده کرده اند. که ناخود آگاه ذهن فرد خواننده را تحت تاثیر قرار میدهد. و در یک اظهار نظر عجیب 3 ، 4 کلمه ی ناشی از احیانا جهالت یک دانشجو را به آمریکای خون خوار و پیمان آتلانتیک شمالی و امثالهم ربط داده اند و در انتهای نامه سرانجام به هدف خود اشاره کرده اند که مبین حرف های ذلیلانه ی یک گروه تشنه ی قدرت است که دستشان از قدرت کوتاه است.
گروه دوم مسئولین دانشگاه هستند که با استفاده از این قائله به اهداف خود که تلویحا نیز به آن اشاره کردند ، نزدیک تر شده اند.آن ها که از ابتدا نیز به دنبال مسئله انتقال واحد خواهران بودند با این ماجرا خود را در انتهای راه می بینند. لیکن ضرورت جابجایی افراد و مسئولین دانشگاه به خصوص واحد فرهنگی اینک بیشتر احساس می شود و تبدیل به یک دغدغه شده است.
و سرانجام وظیفه ی دانشجو در این میان حفظ آگاهی و بیداری و پایان دادن به این قائله و همچنین بازی نخوردن از گرو ههای سود جو و معلوم الحال است. این ضرورت در میان دختران دانشگاه بیشتر احساس می شود زیرا ممکن است افرادی از رهبران اعتصابات آنان نیز در جرگه ی افراد خود فروخته قرار گیرند، ممکن است.
بیدار باشید و آگاه.
|
|